در برنامه دوّم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور در راستای اهداف کشاورزی و ایجاد امنیت غذایی، وزارت کشاورزی موظف شد در طول برنامه دوّم حدود 8% تا 9% مصرف سموم را با اتخاذ تدابیر منطقی روش های نوین در باغات و مزارع کم نموده و در مقابل سطح عملیات اجرایی برای کنترل غیر شیمیایی آفات، بیماریها و مبارزه با علف های هرز را به همین نسبت افزایش دهد.
برنامه طرح ریزی شده چنان بوده که وزارت کشاورزی بتواند بدون کمترین خسارت به میزان تولید، از مصرف سموم شیمیایی حدود 30% تا 4% بکاهد. این طرح اقدامی مفید و مؤثر در جهت تحقق کشاورزی باید در عدم وابستگی جلوگیری از صرف ارز و عوارض گسترده زیست محیطی و بهداشتی به حساب میآمد.
آنچه مسلم است استفاده از سموم شیمیایی در مزارع و باغ ها توسط عده زیادی از کشاورزان و باغداران صورت میگیرد و به همین دلیل باید به روشهای استفاده غیر شیمیایی جامعیت بیشتری داد و آن را منحصر به یک نوع زراعت و یک منطقه خاص ندانست زیرا هدف از این طرح به حداقل رساندن آثار سوء و عوارض جانبی ناشی از استفاده سموم شیمیایی روی انسان، دام و محیط زیست است.
به عنوان مثال مبارزه با سن گندم را که مهمترین و عمده ترین آفت گندم در طول تاریخ کشاورزی بوده و در طول سالهای متمادی هجوم این آفت بسیار خطرناک مزرعههایی وسیع گندم را به بیابان مبدل کرده و همیشه از مشکلات بزرگ گندمکاران بوده است مورد بررسی قرار میدهیم.
پس از ورود سموم شیمیایی به عرضه مبارزه با آفات کشاورزی، میزان قابل توجهی از این سموم برای مبارزه با سن غلات اختصاص یافت و بخصوص با سمپاشیهای هوایی گسترده علیه این آفت مبارزه شد که در نتیجه باعث آلودگی شدید محیط زیست و به خطر افتادن سلامت و بهداشت مردم و جانوران مفید گشت و هزینه های زیادی را هم دربر داشت. از سال 1346 یعنی زمان تاسیس سازمان حفظ نباتات که حدود 34 سال از آن میگذرد، طبق قانون حفظ نباتات، آفت سن گندم به عنوان یک آفت عمومی معرفی شد و هزینه های مبارزه با آن را دولت قبول کرد، این آفت از جمله آفاتی است که بیشترین مصرف سموم شیمیایی را به خود اختصاص داده و در طول دو دهه اخیر به طور متوسط سالیانه در عرصه یک میلیون هکتار گندمکاری حدود 1000 الی 1250 تن از سموم شیمیایی علیه این آفت مصرف شده است. بیان این موضوع بیشتر برای جلب توجه مسئولان و دست اندرکاران جهت چارهجوئی جدیتر و اتخاذ تصمیم علمی مناسب برای مبارزه با این آفت بسیار خطرناک است، زیرا بهترین زمینه برای کاهش سموم مربوط به این محصول و این آفت است. در سالهای گذشته به علت عدم وجود امکانات لازم، مبارزه با این آفت از توان کشاورزان خارج بوده و دولت هم به صورت یک طرح ملی با این آفت مبارزه میکرد.
ولی امروزه کشاورزان و باغداران با کسب دانش و آگاهی عملیات مبارزه با بیماریها و اصلاح و ضد عفونی بذور به خوبی با میزان مصرف سم، کود و زمان استفاده از آنها آشنایی یافتهاند و آگاهی مبارزه با آفت سن گندم را هم تا حد زیادی پیدا کردهاند. بر این اساس از سال 79-78 طرح مشارکت مردم برای مبارزه با این آفت به عنوان طرح همگانی به مرحله اجرا درآمد، به این معنی که شورای حفظ نباتات کشور به عنوان بالاترین مرجع تصمیم گیرنده مبارزه با آفات، سن گندم را از لیست آفات عمومی حذف کرد و به فهرست آفات همگانی افزود و موضوع به تصویب هیات محترم وزیران هم رسید. نحوه مبارزه همگانی و مشارکت کشاورزان چنین است که به تدریج از میزان سمپاشی هوایی کاسته شده و مبارزه با ابزار سمپاشی زمینی توسط کشاورزان افزایش مییابد و ضمنا از بذور اصلاح شده و ارقام مقاوم استفاده میشود و از طرفی هم مبارزه بیولوژیکی افزایش مییابد.
نتیجه مبارزه همگانی تاکنون این شده که میزان تولید گندم در هکتار به 5 تن و در بعضی مناطق حتی به 8 تن رسیده و به سلامت محیط زیست نیز کمک شده است. قطعا مشارکت مردمی یکی از عوامل بسیار مؤثر در امر افزایش تولیدات کشاورزی همراه با حفظ سلامت محیط زیست است که اگر این مشارکت با نظارت و ارائه طریق سازمان حفظ نباتات انجام گیرد بدون شک نتیجه مطلوبتری به همراه خواهد داشت، به هرحال بر اساس بررسیهایی که طی چند ساله اخیر در مرکز پژوهشهای غلات صورت پذیرفته بیانگر این نکته است که اگر چه دانههای سن زده و با هر درصدی بر روی کیفیت آرد تولیدی اثر گزار است لیکن تا حد 2 درصد که در آئین نامه خرید گندم داخلی نیز قید شده است چندان اثرات نامطلوب بجا نمیگذارد لیکن همگامی که میزان سنزدگی دانه ها از حد 2 در صد بیشتر شود بر روی خواص رئولوژیکی خمیر اثرات شدیدتری بجا گذاشته و نتیجتا سبب کاهش کیفیت نان تولیدی خواهد شد بر این اساس و با توجه به بررسی نتایج مشاهده میشود که عموما مقادیر دانههای سن زده در گندمهای وارده به سیلوهای کشور در حداقل مقدار است. گندمهای دارای سن زدگی بیش از 2 درصد و در موارد استثنائی تا حد 3% قابل خرید نبوده و از کشاورزان تحویل گرفته نمیشود.
نتایج برخی از آزمایشات صورت پذیرفته بر روی تعدادی از نمونه های ارسالی از استانهای مختلف طی سالهای 77-81 به شرح زیر می باشد:
سال 1377: استان اصفهان میانگین دانه های سن زده چهار نمونه گندم 1.84 درصد بوده است.
سال 1378: از گندمهای موجود در سیلوی کرج دو نمونه مورد برسی قرار گرفته که میانگین دانه های سن زده 22% بوده و بررسی بر روی نمونه ارسال شده از استان سیستان و بلوچستان رقم 6% را داده است.
سال 1379: میانگین دانه های سن زده نمونه های گندم ارسالی به شرح زیر بوده است:
غله کرمان میزان دانه های سن زده
76.1%
غله فارس میزان دانه های سن زده
44%
غله هرمزگان میزان دانه های سن زده
1.4%
غله تهران میزان دانه های سن زده
24%
سال 1380: 7 نمونه از گندمهای سن زده گیلان، کرج آذربایجان غربی و کردستان به مرکز پژوهشها ارسال شده که نتایج آنها به شرح زیر میباشد:
غله گیلان میانگین دانه های سن زده
23%
سیلوی کرج میانگین دانه های سن زده
15.1%
غله آذربایجان غربی میانگین دانه های سن زده
28.1%
غله کردستان میانگین دانه های سن زده
72%
سال 1381: 7 نمونه گندم سن زده از استانهای کرمانشاه، سمنان و لرستان به مرکز پژوهشهای غلات ارسال که نتایج آزمایشات به این شرح بوده:
غله کرمانشاه میانگین دانه های سن زده 3 نمونه
26%
غله سمنان میانگین دانه های سن زده 3 نمونه
8%
غله لرستان میانگین دانه های سن زده 4 نمونه
5.4%
بر اساس آزمایشات صورت پذیرفته عموما گندمهای مورد بررسی از نقطه نظر وجود دانه های سن زده در حد استانداردهای تعیین شده بودند و صرفا نمونه های ارسالی از استان لرستان خارج از استاندارد بوده که این گندمها نیز توسط اداره کل استان مذکور از کشاورزان تحویل گرفته نشده است.
کلمات کلیدی: سموم ،کلمات کلیدی: آفات نباتی ،کلمات کلیدی: دفع آفات