گیاهپزشک

A major recessive gene associated with anthracnose resistance to Colletotrichum capsici in chili pepper (Capsicum annuum L)
 
 

Sang Hoon Kim1), Jae Bok Yoon1), Jae Wahng Do1) and Hyo Guen Park1)
 
1) Research and Development Unit, Pepper and Breeding Institute, Business Incubator, College of Agriculture and Life Sciences, Seoul National University
 
(Received December 10, 2007)
(Accepted February 11, 2008)
 
 

Pepper (Capsicum annuum L.) anthracnose, caused by Colletotrichum spp., is an important disease in many Asian countries. Recently, it was found that a local Korean variety, C. annuum ‘Daepoong-cho’, had resistance to C. capsici. Inheritance of resistance to C. capsici was analyzed in segregating populations derived from a cross of ‘Yeoju’ × ‘Daepoong-cho’. An allelism test was carried out in F1 and F2 progenies derived from the cross of ‘Daepoong-cho’ × ‘AR’. ‘AR’ is an anthracnose-resistant breeding line derived from C. chinense Jacq. ‘PBC 932’. Detached mature green fruits were inoculated using the microinjection method. Disease response was evaluated using disease incidence, overall lesion diameter, and true lesion diameter at 7 days after inoculation. The segregation ratios of resistance and susceptibility to C. capsici in F2 and BCR populations derived from the cross of ‘Yeoju’ × ‘Daepoong-cho’ were fitted to the 1 : 3 and 1 : 1 Mendelian model, respectively. This indicates that the resistance of ‘Daepoong-cho’ to C. capsici is controlled by a single recessive gene. The results of the allelism test indicated that the two resistant lines, ‘Daepoong-cho’ and ‘AR’, possessed the same resistance gene to C. capsici, even though the resistance genes of these two lines originated from different Capsicum species, C. annuum and C. chinense.
 
 
Key Words: Capsicum annuum, Capsicum chinense, Colletotrichum capsici, allelism test, anthracnose, inheritance
 

نوشته شده در سه شنبه 1387/07/30ساعت 11:33 قبل از ظهر توسط گیاهپزشک| |

Authors

M. Iqbal, S. Yaegashi, V. Njiti, R. Ahsan, K. Cryder, D. Lightfoot
1Center of Excellence in Soybean Research, Teaching and Outreach, Department of Plant, Soil and General Agriculture, Southern Illinois University at Carbondale, Carbondale, IL 62901, USA
2Department of Plant, Soil and General Agriculture, Southern Illinois University at Carbondale, Room 176, Ag. Building, MC 4415, Carbondale, IL 62901-4415, USA


Abstract

Soybean Sudden Death Syndrome (SDS) is caused by Fusarium solani f.sp. glycines (Fsg). Six quantitative trait loci (QTLs), each conferring partial resistance to SDS, have been discovered in an Essex 2 Forrest recombinant inbred line (RIL) population, but their mode of action is not clear. This study aimed to identify genes (ESTs) whose mRNA transcripts were altered in abundance in soybean roots following inoculation of Fsg. Roots of the soybean variety Forrest (four resistance alleles) were inoculated with Fsg, and 14 days later RNA sequences that were differentially expressed relative to uninoculated roots were enriched using suppression subtraction and differential display. The abundance of these RNAs was quantified in inoculated and non-inoculated roots by macroarray hybridizations. A unigene set of 135 ESTs was identified and used in a further macroarray analysis. The abundance of 28 cDNA fragments was increased more than two-fold in inoculated compared to uninoculated roots of RIL 23 (six resistance alleles). In Forrest and Essex (two resistance alleles), the level of only one mRNA was increased two-fold in inoculated roots compared to the uninoculated roots. In Essex most of the mRNAs analyzed decreased in abundance (61/135 showed a two-fold decrease), while in Forrest most mRNA abundances did not change. Among the 28 cDNAs that revealed a two-fold or higher increase in mRNA abundance in RIL 23, 14% code for proteins known to be involved in plant defense, 21% in metabolism, 14% in cell structure and 4% in transport. Unannotated ESTs accounted for 43% of the genes, and 4% of the sequences were previously unknown. The plant defense-related genes that showed a differential response to Fsg inoculation suggested a role for the phenylproponoid pathway in soybean defense against Fsg. In Essex, genes involved in plant defense, cell wall synthesis, ethylene synthesis and metabolism were expressed at lower levels in inoculated roots. The difference in response between the 2-, 4- and 6-gene pyramids suggests that QTLs for SDS resistance serve to delay symptoms or confer resistance by maintaining or increasing the expression of specific genes after inoculation/infection.


Keywords
cDNA macroarray, Resistance loci pyramid, Soybean sudden death syndrome, Fusarium solani

نوشته شده در سه شنبه 1387/07/30ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط گیاهپزشک| |

نوشته شده در سه شنبه 1387/07/30ساعت 10:51 قبل از ظهر توسط گیاهپزشک| |

بیماری لکه سیاه سیب و گلابی

عامل بیماری:inaequalis   Venturia

علایم بیماری:

علایم بیماری ابتدا به  صورت  لکه های  زیتونی  در زیر  کاسبرگیا برگهای جوان ظاهر می شوند وسپس به  رنگ  خاکستری و  سیاهدر می آیند.لکه ها دربرگهای تازه  روییده عموما در روی برگ ظاهرمیگردند.دربرگهای  مسن  لکه ها ابتدا  در پشت  پهنک برگ ظاهر می شوند.لکه ها ممکن است  به طور انفرادی  بمانند و گاهی  به  هم پیوسته بزرگ  شوند. همچنین لکه ها ممکن است  در روی میوه  نیزبه وجود آیند که ابتدا به رنگ زیتونی هستند و سپس  سیاه  می شوند.کوتیکول میوه در قسمتهای آلوده  چوب پنبه ای و سخت  شده  شکاف می خورند.

مبارزه:

استفاده ازواریته های  مقاوم و یا سمپاشی درختان. سمپاشی درختان بهتر است در اوایل  بهار موقع بازشدن شکوفه ها که  در ابتدای حمله ی بیماری و موقع  خروج آسکوسپورهاست صورت می گیرد.برای سمپاشی در این مرحله می توان از سموم دودین یا سیپرکس به نسبت یک ونیم در هزاراستفاده نمود . یا می توان با  استفاده از سم کاپتوفول در مرحله ی  سبزشدن  نوک  جوانه ها  با  اینبیماری  مبارزه  کرد. علاوه بر  سموم  فوق قارچکشهایدیگری به نامهای بنومیل- توپسین- کاپتان- فربام- تیرام و غیره وجود دارند که می توان از آنها نیز در مبارزه با این بیماری استفاده نمود.

 

مقدمه

اسم علمی عامل بیماری Venturia pirina Adena ، اسم انگلیسی pearscab می‌باشد. این قارچ برای اولین بار توسط مادام لابیرت در بلغارستان ( 1832) مشاهده شده است همچنین در سال 1840 از فرانسه نیز گزارش شد. لکه سیاه گلابی خیلی شبیه لکه سیاه سیب است اما عینا همان قارچ نیست و هر کدام از این دو گونه قارچ محدود به میزبان خود می‌باشند و میزبان خاص خود را دارند. هر دو گونه آسکوسپورهای دو سلولی دارند که یک سلول بزرگتر از دیگر است. در لکه سیاره گلابی سلول بزرگتر در بالا قرار می‌گیرد ولی در لکه سیاه سیب سلول پایین‌تر ، بزرگتر است.

علائم بیماری

لکه سیاه گلابی در روی گلها معمولا محدود به حدود خاصی است. به عنوان مثال در لکه سیاه سیب روی شکوفه‌ها ، دمگل و نهنج حمله می‌کند اما در لکه سیاه گلابی علائم روی گلبرگ نیز دیده شده است. لکه سیاه گلابی روی برگ تشکیل لکه‌های مخملی به رنگ تیره را می‌دهد و تعداد لکه‌های سیاه سیب ، بیشتر از لکه سیاه گلابی می‌باشد. علت این امر احتمالا براق بودن سطح پایین برگ سیب و زرد و خشک شدن برگها می‌باشد. لکه سیاه گلابی روی میوه اغلب یک بیماری جدی است و منجر به دفورمه شدن و ترک خوردن میوه‌ها می‌شود.

ظاهرا علایم بیماری روی نهالها برای مدت چند سال فعال باقی می‌ماند و زمانی که شاخه‌ها 2 تا 3 ساله شد شکافهای طولی و متقاطع در پوست درخت ظاهر می‌شود بطوری که شاخه ظاهرا حالت ورقه‌ورقه به خود می‌گیرد و اغلب تولید کنیدی کاهش می‌یابد و میسلیوم‌ها حالت فشرده به خود می‌گیرند تحت شرایط مطلوب ممکن است پسودوتسیوم در آنها تولید شوند. لکه‌های بیماری روی فلس‌های جوانه نیز مشاهده شده است. قارچ عامل بیماری نه تنها روی شاخه و برگ ، بلکه روی دانه‌های گرده و شکوفه‌ها نیز ظاهر می‌شوند.

 

 

 

انتشار بیماری

پسودوتسیوم در روی برگهای آلوده خزان کرده در طول زمستان تکامل می‌یابد. اما این شاید حالتی از زمستان‌گذرانی باشد که اهمیت کمتری نسبت به لکه سیاه سیب دارد. آسکوسپورها در زیر فلسهای جوانه‌ها در بهار تشکیل می‌شوند. کنیدی‌ها در لکه سیاه گلابی خیلی نسبت به سرما مقاومت دارند و مقاومت آنها از کنیدی های لکه سیاه سیب خیلی بیشتر است. بنابراین آلودگی اولیه ممکن است از کنیدی‌های زمستان گذرانی کرده در روی میوه‌ها صورت گیرد.

اهمیت

لکه سیاه گلابی مهمترین بیماری قارچی گلابی است اما ضرر و زیان اقتصادی آن مشخصا با توجه به موقعیتهای آب و هوایی و اقلیمی سال به سال تغییر می‌کند. تفکیک کاملا روشنی از نظر آسیب رسانی بین لکه سیاه سیب و لکه سیاه گلابی وجود دارد بطوری که لکه سیاه گلابی برخلاف لکه سیاه سیب بیشتر روی نهال‌ها صدمه می‌زند و روی برگها آثار کمتری دارد.

حساسیت واریته‌ها

واریته‌های گلابی از نظر حساسیت به لکه سیاه گلابی بسیار متنوع هستند و هیچکدام بطور کامل مصونیت ندارند. درجه مقاومت ممکن است توسط فاکتور آب و هوایی تغییر نماید. ضمنا چند نژاد فیزیولوژیک از لکه سیاه گلابی وجود دارد که از نظر نوع میزبان و رشد در محیطهای کشت مصنوعی باهم اختلاف دارند. در آزمایشات تلقیح قارچ عامل بیماری توسط نژادهای مختلف درصد آلودگی در حدود 26.5 - 0.5 متغیر بوده است. بنابراین احتمال آلودگی واریته مقاوم گلابی به هنگام کاشت آنها در نزدیک واریته‌های حساس به بیماری توسط همان قارچ بیشتر می‌گردد.

 

کنترل

اصول کنترل لکه سیاه گلابی شبیه لکه سیاه سیب می‌باشد، به این ترتیب که انهدام برگهای آلوده و جمع‌آوری و سوزاندن آنها از تشکیل پسودوتیوم و در نتیجه آلودگی اول فصل ممانعت بعمل می‌آورد و نیز سمپاشی درختان در پاییز از تشکیل آنها جلوگیری می‌نماید. ضمنا شاخه‌های مریض را باید قطع نموده و آنها را سوزانید.
از آنجایی که پسودوتیوم ممکن است روی برگهای خزان کرده زمستان‌گذرانی نموده و سیکل بیماری را تکمیل کنند، بنابراین باید این گونه برگها جمع آوری شده و نابود و سوزانده شوند و باید کاملا از جمع آوری و معدوم نمودن این گونه برگها که در پاییز قبل خزان نموده‌اند اطمینان کافی حاصل نمود. جوانه‌ها و شاخه‌های بیماری باید بریده شده و نابود شوند. پاشیدن سموم مسی روی شاخه‌ها ممکن است از اسپورزایی ، روی پوستولهای باقی مانده جلوگیری نماید.

نوشته شده در سه شنبه 1387/07/30ساعت 10:5 قبل از ظهر توسط گیاهپزشک| |

The nematodes are (along with copepod crustaceans) frequently described as "probably the most numerous animals on Earth". Some 80,000 species are described  in the literature; possibly a million exist. They live in the soil, in the oceans and fresh water, and are found as internal parasites of most animals and many plants.

It has also been said that if the animals of the world (apart from nematodes) were to dematerialize, their ghostly forms would be recognizable by the populations of nematodes which inhabit their tissues. There are certainly regions of the world where this would be true.

The larger parasitic nematodes are referred to as roundworms, and the smaller parasites as threadworms. They have cylindrical bodies with no trace of segmentation. Chaetae (bristles) are seen only in some of the marine forms. The outer elastic cuticle is shed four times during the life of the worm. The mouth is at or near the anterior end, and the gut is a straight non-muscular tube with an anus at or near the posterior end. A muscular pharynx with a bulbous swelling towards the end is observable in the microscopic forms.

The sexes are separate -- there is no hermaphroditism in the nematodes, but in certain species the females at certain stages reproduce parthenogenetically. They have no blood system, no respiratory system and no cilia. They also have no circular muscle, which means they are not capable of the contractions and constrictions shown by other worms, and typically move in a series of tight S-shaped curves which are fascinating to observe (See movie sequence below).

The parasitic worms in this gallery have been identified to species by scientists at the London School of Hygiene and Tropical Medicine, who also kindly supplied the specimens.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/07/20ساعت 5:1 بعد از ظهر توسط گیاهپزشک| |

تولید کننده ها

کشورهای عمده تولید کننده ی ذرت عبارتند از: ایالات متحده آمریکا، اروپای شرقی (به ویژه یوگسلاوی و رومانی)، روسیه، ایتالیا، جلگه های شمالی چین، شمال شرقی آرژانتین، جنوب شرق برزیل و آفریقای جنوبی. ایالات متحده آمریکا و آرژانتین بزرگترین کشورهای صادرکننده و ژاپن و اروپای غربی، بزرگترین واردکنندگان این غله به حساب می آیند.

در ایران ذرت معمولاً در گرگان و گنبد، خوزستان، کرمانشاه، خراسان، گیلان و مازندران تولید می گردد.



تاریخچه

بررسی های باستان شناسی و فسیل شناسی گیاهی نشان می دهد که ذرت پیوسته به صورت یک گیاه زراعی عمده تقریباً از 5000 سال پیش در مکزیک و گواتمالا کشت می شده است و بومی این نواحی است.

کریستف کلمب، یک سال پس از ورود به قاره آمریکا، در سال 1493م بذر ذرت را با خود به اسپانیا برد. این گیاه به دلیل بالا بودن عمل کردش از آنجا به پرتقال و سپس به دیگر کشورهای اروپایی برده شد. از آنجا هم این گیاه به قاره آفریقا و تعدادی از کشورهای آسیایی از جمله هند و ژاپن راه یافت.


انواع ذرت

ذرت نژادهای متعددی دارد که این ویژگی ها بر اساس ویژگی های بافت آندوسپرم دانه طبقه بندی می شوند:

  • ذرت بو داده: نوعی ذرت است که احتمالاً بر اثر موتاسیون به وجود آمده است. پریکارپ (خارجی تری لایه دانه) آن نازک است که این صفت برای تولید ذرت شیرین با پوست لطیف مناسب است. در این نوع ذرت، لایه ی ضخیمی از آندوسپرم سخت، آندوسپرم نشاسته ای را در بر گرفته است. دانه های نشاسته ی آندوسپرم این نوع ذرت نسبت به انواع دیگر، رطوبت بیشتری دارند که در موقع حرارت دادن، منبسط شده و تبدیل به بخار می شوند. بخار آب حاصل شده درون دانه نمی تواند به راحتی از لایه ی بیرونی سخت آندوسپرم خارج شود. به ناچار فشار زیادی به این لایه وارد می آورد و دانه را منفجر نموده و دانه پف می کند.

این ذرت معمولاً برای تهیه ی پاپ کورن یا ذرت بو داده مورد استفاده قرار می گیرد. بهترین میزان رطوبت دانه برای حداکثر پف کردن، 14 درصد می باشد.

  • ذرت سخت: تمام آندوسپرم این نوع ذرت که در مرکز دانه می باشد، با لایه ی سختی از آندوسپرم پوشیده شده است. دانه های رسیده این نوع ذرت، گرد، صاف و کهربایی هستند. دوره ی رشد آنها هم 80 تا 100 روز است. بلال های به دست آمده باریک بوده و تقریباً 8 ردیف دانه دارد.

 

  • ذرت دندان اسبی: این نوع ذرت دارای مخلوطی از نشاسته ی نرم و سخت می باشد. آن قسمت آندوسپرم که دارای نشاسته سخت است، پروتئین بیشتری دارد. این نوع ذرت معمولاً در نواحی ذرت خیز ایالات متحده آمریکا به عمل می آید. بلال ذرت دندان اسبی نسبتاً بزرگ بوده و 16 تا 30 ردیف دانه دارد. از خصوصیات ظاهری دانه آن، می توان به وجود نقطه ای فرو رفته در طرف تاج دانه اشاره نمود که به دلیل خشک شدن آندوسپرم نشاسته ای به وجود می آید.

 

  • ذرت نرم یا آردی: بخش عمده آندوسپرم این نوع ذرت، نشاسته است. تنها لایه نازکی از آندوسپرم سخت این نشاسته را در بر می گیرد. دانه های آن بر خلاف نوع دندان اسبی فرو رفتگی ندارد. این ذرت تنها به دلیل این که به رنگ های مختلف یافت می شود، برای تزئین غذاها از آن استفاده می شود. همچنین چون آندوسپرم آن نرم است، می توان به همان شکل و بدون خرد و له کردن آن، در تغذیه دام به کار برده شود.

 

  • ذرت شیرین: آندوسپرم این نوع ذرت شیرین، قندی و براق بوده و بر خلاف آندوسپرم ذرت های دیگر، حالت نشاسته ای ندارد. پریکارپ آن نازک بوده که در زمان رسیدن دانه، مواد قندی آن به نشاسته و سپس به دکسترین تبدیل می شود. ذرت شیرین انواع مختلفی دارد که به صورت تازه، کنسرو شده و منجمد مورد مصرف قرار می گیرد.

 

  • ذرت مومی: آندوسپرم ذرت مومی ظاهراً به شکل موم می باشد. بر خلاف ذرت های دیگر که نشاسته آندوسپرم آنها 71 تا 72 درصد آمیلوپکتین و 28 تا 29 درصد آمیلوز دارد، آندوسپرم ذرت مومی تماماً از آمیلوپکتین تشکیل شده که حالت چسبنده ای دارد و نرم هم هست. ذرت مومی جدا از مصرف خوراکی، در صنایع چسب سازی هم استفاده می شود.



شرایط لازم برای رشد گیاه

دما

ذرت با وجود آن که یک گیاه گرمسیری است، نمی تواند آب و هوای بسیار گرم را تحمل کند. مناسب ترین محیط برای کشت آن، ناحیه ایست که دمای آن دست کم به مدت 3 تا 4 ماه متوالی، 21 تا 32 درجه سانتی گراد باشد. در صورتی که دمای اواسط تابستان ناحیه کشت ذرت، کمتر از 18 درجه سانتی گراد باشد یا میانگین دمای تابستان کمتر از 13 درجه باشد، میزان رشد گیاه کاهش یافته و در صورت طولانی شدن کاهش دما، کشت ذرت غیر ممکن خواهد بود.


آب

معمولاً در مراحل گسترش برگ ها، گرده افشانی و تشکیل دانه که اغلب در ماه های گرم تابستان صورت می پذیرد، گیاه ذرت به آب زیادی نیاز دارد. تعداد دفعات آبیاری تحت تأثیر خاک، آب و هوا و... قرار دارد که بین 2 تا 15 بار متغیر است. زراعت ذرت در مناطقی که بارندگی سالیانه 250 تا 2500 میلیمتر دارند به صورت دیم هم امکان پذیر می باشد.


خاک

میزان عملکرد ذرت در خاک های عمیق، حاصلخیز و زهکش دار با بافت متوسط بیشتر است. ذرت نسبت به کمبود اکسیژن که ناشی از رطوبت یا وجود لایه های فشرده زیرزمینی می باشد، بسیار حساس است. همچنین ذرت قادر است در خاک هایی با پ.هاش 5/5 تا 8 هم رشد نماید. البته پ.هاش مناسب برای آن 6 می باشد. پ.هاش کمتر از 6 معمولاً میزان جذب کلسیم را در گیاه کاهش می دهد.



زمان کاشت ذرت

بهترین زمان برای کاشت ذرت، زمانی است که دمای خاک در عمق 7 تا 8 سانتی متری به مدت 3 تا 4 روز متوالی در فصل بهار، تقریباً 13 درجه سانتی گراد باشد. اگر کشاورز قادر نیست که دمای خاک را اندازه گیری نماید، می تواند از میانگین دمای هوا در ساعت 7 صبح و 12 ظهر استفاده کند.


کود

کود شیمیایی، به ویژه کودهایی که دارای نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و گوگرد و همچنین، منگنز، آهن، روی و مولیبدن باشند برای بالا بردن سطح تولید ذرت بسیار ضروری هستند. مناسب ترین زمان برای استفاده از کود، در بهار و قبل از بذرکاری یا هم زمان با آن است. بهترین روش برای ریختن کود، به فاصله 5 سانتی از بذر و به عمق 3 تا 5 سانتی متری از بذر می باشد.

استفاده از کودهای نیتروژن دار در افزایش میزان پروتئین دانه ذرت، تأثیر دارد. البته مصرف بیش از حد این نوع کود می تواند سبب دیر رسی، نازک و دراز شدن فوق العاده ی ساقه گیاه و همچنین مصرف زیاد آب توسط گیاه شود. اوره، آمونیوم نیترات، آمونیوم سولفات و آمونویم فسفات، از منابع مختلف کود های نیتروژن دار هستند. از مجموع کل نیتروژن جذب شده توسط گیاه، 50 درصد آن در دانه ذخیره می شود. کمبود نیتروژن با کوچکی و ضعیف بودن بوته ها و زردی برگ ها همراه است.

کمبود کودهای فسفردار، زمان تولید کلاله های ابریشم مانند و همچنین رسیدن محصول را به تأخیر می اندازند. به علاوه، کمبود این کودها می تواند باعث بنفش رنگ شدن برگ ها و ساقه های جوان گیاه شود و یا سبب شود که اندازه ی دانه های ذرت روی بلال یک نواخت نباشد.

در کشت ذرت، بر خلاف دیگر غلات از کود دامی هم استفاده می کنند. البته ذرت تمام عناصر غذایی موجود در کودهای دامی را مصرف نمی کند.


آفات و بیماری های ذرت

از بیماری های مهم گیاه ذرت، سیاهک معمولی ذرت و سیاهک خوشه یا بلال ذرت می باشد. عامل این دو بیماری به ترتیب،U.maydis و Sphacelotheca reiliana می باشند. بیماری سیاهک معمولی، برگ ها و ساقه ها را آلوده نموده و سیاهک بلال ذرت، گل ماده یا بلال را آلوده نموده و توده ای از اسپورهای قارچ را جانشین بافت های سالم گیاه می کند.

بیماری های عمده برگ ذرت عبارتند از: زنگ برگ و پژمردگی باکتریایی. پوسیدگی دانه، خوشه، ریشه و ساقه هم از بیماری های قارچی هستند که به ندرت دیده می شوند. ضدعفونی نمودن بذر ذرت با تیزام، ارتوساید و ارازان در کنترل این بیماری ها مفیدند.


برداشت محصول

برای برداشت محصول، رطوبت دانه باید بین 20 تا 25 درصد باشد. اگر قرار باشد که محصول برداشت شده را مورد مصرف دام قرار دهند، ذرت را می توان با رطوبت 25 تا 28 درصد هم برداشت کرد. امروزه برداشت بلال را با دستگاه های بلال چین و همچنین جدا نمودن دانه های ذرت را از بلال، با دستگاه دانه کن انجام می دهند. دستگاه بلال چین، بلال ها را از بوته می چیند و غلاف های آن را جدا می کند. دستگاه دانه کن هم دانه های ذرت را از بلال جدا می نماید.

برای انبار کردن دانه های بلال، باید رطوبت آنها را به 17 درصد رساند. دمای انبار نباید بیش از 10 درجه سانتی گراد باشد. البته دانه های با رطوبت بیش از 17 درصد را می توان در دماهای بالاتر هم نگهداری نمود.


موارد استفاده از ذرت

دانه ذرت به رنگ سفید، زرد یا مخلوطی از این دو یافت می شود. خوراک هایی که با ذرت سفید تهیه می شوند، معمولاً مرغوب ترند.

دانه ذرت دارای سه بخش آندوسپرم، گیاهک و پریکارپ است. بخش آندوسپرم عمدتاً از نشاسته (آمیلوز 78 درصد و آمیلوپکتین 22 درصد) تشکیل شده که علاوه بر مصارف غذایی برای مقاصد دیگر هم استفاده می شود.
پروتئین موجود در دانه به عوامل مختلفی از جمله محیط، نوع گیاه و شرایط کشت و زراعت بستگی دارد و بین 8 تا 15 درصد متغیر است. پروتئین عمده ذرت زئین می باشد که دارای اسید آمینه تریپتوفان و لیسین است که نقش مهمی در تغذیه انسان ایفا می کنند. پروتئین ذرت گلوتن نداشته و نمی تواند حالت چسبنده به وجود آورد. بنابراین، نان حاصل از آن از خمیری تهیه می شود که ورنیامده است. میزان روغن دانه ذرت، 4 درصد بوده که بیشتر در گیاهک قرار دارد.

از گیاه ذرت استفاده های مختلفی می کنند. در تهیه ی غذاهای مخصوص صبحانه، ذرت کنسرو شده و منجمد (معمولاً ذرت شیرین)، شیره ذرت، روغن، سس مایونز، مارگارین و همچنین در ساخت لوازم آرایشی بهداشتی از ذرت استفاده می نمایند. در کشورهای پیشرفته، بخش عمده ذرت تولیدی به عنوان خوراک دام مورد مصرف قرار می گیرد. از آسیاب نمودن دانه ذرت، آرد ذرت تهیه می کنند که خود در تهیه ی غذاهای مختلف به کار می رود.

از ساقه و برگ های ذرت در صنایع کاغذ و مقوا سازی و همچنین تولید کاغذ دیواری استفاده می کنند. از آرد ذرت در تولید چسب، صابون و از نشاسته ی آن در صنایع رنگرزی، دارو سازی، مرکب سازی و پلاستیک سازی و همچنین تولید کاغذ روغنی و انواع کف پوش استفاده می نمایند.

نوشته شده در شنبه 1387/07/20ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط گیاهپزشک| |

در اين پژوهش ميزان آلودگي و پراکندگي سه گونه سياهک ذرت خوشه‏‎‎‏اي به اسامي سياهک پنهان (Sporisorium sorghi)، سياهک شاخه‏‎‎‏اي (S. ehrenbergii) و سياهک تارک (S. reilianum) در اردستان اصفهان و همچنين امکان مبارزه شيميايي عليه آنها با استفاده از ضد عفوني بذر بررسي شد. فراواني سياهک پنهان 31.5 درصد، سياهک شاخي 28 درصد و سياهک تارک 7.5 درصد (براي اولين بار در اين منطقه شناسايي شده) برآورد گرديد. متوسط ميزان آلودگي خوشه‏‎‎‏‏‎‎‏ها به سياهک‏‎‎‏هاي پنهان، و تارک به ترتيب برابر با 58.8، 9.6 و 100 درصد بود. کارآيي سه قارچکش به صورت ضد عفوني بذر به اسامي: ترياديمينول 7.5 درصد، دي نيکونازول دو درصد و کاربوکسين تيرام 75 درصد به ميزانهاي 1.5، 2 و 1.5 گرم براي هر کيلوگرم بذر استفاده شد. آزمايش به صورت طرح کامل تصادفي با چهار تيمار و چهار تکرار اجرا و در زمان برداشت تعداد سنبله هاي آلوده در کرت‏‎‎‏هاي آزمايشي شمارش و درصد آلودگي هر تيمار محاسبه شد. محاسبات آماري پس از تبديل داده ها به آرک سينوس جزر اعداد انجام گرديد. مقايسه تيمارها با استفاده از روش آزمون چند دامنه‏‎‎‏اي دانکن (P=1%) نشان داد که کليه تيمارهاي مربوط به استفاده از قارچکشها اختلاف بسيار معني داري نسبت به شاهد در کنترل بيماري داشت و کاملا در کنترل بيماري سياهک پنهان و خوشه موثر بوده‏‎‎‏اند.

نوشته شده در شنبه 1387/07/20ساعت 4:31 بعد از ظهر توسط گیاهپزشک| |

مقدمه

یكی‌ از اهداف‌ برنامه‌های‌ توسعه‌كشور، افزایش‌ تولیدات‌كشاورزی‌ كشور تا حد 120 میلیون‌تن‌ در سال‌ می‌باشد. در مقطع‌ فعلی‌با توجه به‌ خشكسالی‌های‌ پی‌درپی‌، آهكی‌بودن‌خاكهای‌زراعی‌ كشور و بی‌كربناته‌ بودن ‌آبهای‌ آبیاری‌، نظر كارشناسان براین‌ است‌ كه‌دستیابی به‌ هدف‌فوق‌ از طریق‌ مصرف‌ بهینه‌ كود و تغییر نگرش‌ در تغذیه‌ گیاهی‌امكانپذیر می‌باشد. علم‌تغذیه‌گیاهی‌ را می‌توان‌ ارتباط عوامل‌تغذیه‌ای‌ مؤثر در رشد، تركیب‌ و تولیدات‌گیاهی‌دانست‌كه‌در راستای‌ تغذیه‌ سالم‌برای‌ انسان‌ و حیوان‌ با كمك‌فرایندهای‌متعدد هماهنگ‌به كار گرفته ‌می‌شوند. به عبارت‌ دیگر هدف‌ تغذیه‌ گیاهی‌ دستیابی‌ به‌ محصولات سالم‌توأم با عملكرد بالا به‌ همراه‌ هزینه‌های‌ قابل‌ توجیه‌ اقتصادی‌ با مقادیر بالای‌تركیبات‌با ارزش‌(پروتئین‌،  چربی‌، كربوهیدراتها، ویتامینها و مواد معدنی‌) می‌باشد، بدون‌ آنكه‌ هیچگونه‌ اثر مخرب‌ بر روی‌محیط زیست‌ داشته‌ باشد. طبق آمارهای اعلام شده از طرف وزارت جهاد كشاورزی در سال 1380، از مجموع 34/12 میلیون هكتار از اراضی كشت شدة كشور، در حدود 07/2 میلیون هكتار زیر كشت محصولات دائمی‌قرار دارد كه از این مقدار حدود 96/1 میلیون هكتار سهم درختان میوه (باغهای میوة كشور) می‌باشد و بقیه متعلق به درختان صنعتی (درختان غیر مثمر) است.

اهمیت عناصر غذایی برای رشد درختان میوه

درختان میوه مانند سایر موجودات زنده برای رشد و ادامة حیات نیاز به مواد غذایی دارند. درختان باید غذای مورد نیاز خود را بسازند و برای این منظور از عناصر شیمیایی موجود در طبیعت استفاده می‌نمایند، در علم تغذیة گیاه این عناصر به عنوان عناصر غذایی شناخته می‌شوند. عناصر غذایی بصورت تركیبات گوناگون در طبیعت و در محیط زیست گیاهان (هوا و خاك) وجود دارند و گیاهان بوسیله برگها و ریشه‌های خود تركیبات قابل جذب این عناصر را دریافت می‌كنند.

گیاهان مانند كارخانه‌های بسیار مدرن با جذب عناصر غذایی از محیط و طی فرآیند‌های بیوشیمیایی، آنها را به تركیبات مختلف تبدیل می‌كنند كه برای رشد و نمو و باردهی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این تركیبات برای ساخت پروتئین و رشد رویشی همچنین ساخت تركیبات شیمیایی و هورمونها به منظور اجرای فعالیت‌های متابولیسمی‌گیاهی و …. استفاده می‌شوند. بنابراین چنانچه این عناصر به اندازة مورد نیاز درختان در اختیار آنها نباشد اختلالاتی در این چرخة طبیعی بوجود می‌آید. این اختلالات باعث كاهش رشد رویشی و متعاقب آن كاهش باردهی محصول می‌شود. امروزه‌ از كودها به‌ عنوان‌ ابزاری برای‌جلوگیری از این اختلالات و رسیدن‌ به‌ حداكثر تولید  در واحد سطح ‌استفاده‌ می‌شود. اما این‌ كودها باید بتوانند علاوه‌ بر افزایش‌ تولید، كیفیت‌محصولات‌ كشاورزی‌را نیز ارتقا داده‌ضمن‌آلوده‌نكردن‌محیط زیست‌ به خصوص آبهای‌ زیرزمینی‌،  تجمع‌ آلاینده‌ها نظیر نیترات‌ در اندامهای‌ مصرفی‌محصولات‌ را به‌ حداقل‌ مقدار ممكن‌ تنزل‌ دهند. درختان میوه معمولاً برای مدت 15 الی 50 سال در محل باغ رشدو نمو و تولید محصول می‌كنند، بنابر این سیستم ریشه‌ای وسیعی داشته و می‌توانند عناصر را از خاك جذب نمایند. مقداری از این عناصر در پایان فصل رویش مجدداً به خاك بر می‌گردد و مقداری دیگر به همراه برداشت میوه از خاك خارج شده و دیگر به خاك باز نمی‌گردد به همین علت باید هر ساله نسبت به تأمین به موقع عناصر در خاك اقدام شود تا در دراز مدت از ضعیف شدن خاك جلوگیری شود. در تغذیه درختان میوه نه تنها توجه به تغذیه كل درخت لازم است بلكه باید به تغذیة اندامهای ذیربط نیز توجه نمود. بطور مثال برای طولانی‌تر شدن مدت انبارداری، میوه درخت باید دارای مواد غذایی خاصی باشد.

جذب مواد از محیط یكی از اساسی‌ترین فعالیت‌های سلولهای گیاهی است كه به‌منظور رشد و تأمین انرژی صورت می‌گیرد. جذب مواد غذایی از محیط ریشه به دو صورت «جذب فعال» و «جذب غیرفعال» انجام می‌شود. «جذب فعال» به فعالیت گیاه وابسته بوده و در صورت كاهش و یا افزایش آن كند و یا تند می‌شود و «جذب غیر فعال» نیز تحت تأثیر عوامل فیزیكوشیمیایی می‌باشد و عوامل محیطی و شرایط جانبی در آن تأثیر دارند.

عناصر غذایی مورد نیاز درختان میوه

بطور معمول نام 17 عنصر بعنوان عناصر غذایی لازم برای گیاهان ذكر شده است، از این عده كربن، اكسیژن و هیدروژن معمولاً از هوا تأمین می‌شوند. شش عنصر به مقدار زیاد مورد نیاز گیاهان هستند كه عبارتند از: ازت (N)، فسفر (P)، پتاسیم (K)، كلسیم (Ca)، منیزیم (Mg) و گوگرد (S). از این عناصر به عنوان «عناصر پر مصرف» و یا « عناصر ماكرو» و یا «عناصر اصلی» یاد می‌شود. (گاهی بعضی از محققان، كلسیم، منیزیم و گوگرد را به عنوان عناصر میان مصرف ذكر می‌كنند). هشت عنصر دیگر برای رشد درختان میوه و گیاهان ضرورت كامل دارند ولی مقدار نیاز گیاه به آنها كمتر است كه عبارتند از: آهن (Fe)، روی (Zn)، بـُر (B)، منگنر (Mn)، مس (Cu)، مولیبدن (Mo)، كلر (Cl) و نیکل (Ni). این عناصر به عنوان « عناصر كم مصرف» و یا «عناصر میكرو» و یا « ریزمغذیها» شناخته می‌شوند. مقدار عناصر غذایی مورد نیاز درختان میوه براساس‌ دو عامل‌ مقدار جذب عناصر غذایی توسط محصول‌ و پتانسیل‌ خاك‌ برای‌تامین‌به‌موقع‌ مواد غذایی‌ برای‌ گیاه‌ تعیین‌ و محاسبه‌ می‌شود. برای‌ تعیین‌ مقدار كود مورد نیاز گیاهان‌باغی‌ لازم‌ است‌ از نقش‌ عناصر پرمصرف و كم‌مصرف‌در گیاهان شناخت كاملی‌داشته‌ باشیم‌.

دلایل كمبود یا بیش بود عناصر غذایی

            بطور طبیعی و تحت تأثیر شرایط محیطی مقادیر مشخصی از عناصر در محیط رشد درختان میوه قرار دارند (خاك و هوا)، اما همه آنها قابل جذب برای درختان نمی‌باشند بلكه باید این تركیبات به اشكال قابل جذب برای درختان در آیند تا بوسیله ریشه‌ها جذب شوند. غلظت عناصر موجود درخاك تحت تأثیر عوامل مختلف محیطی از جمله خصوصیات خاك، شرایط محیطی مانند دما، رطوبت و نور و اثر متقابل عناصر با هم قرار دارد. این غلظت در داخل درختان نیز متأثر از شرایط ژنتیكی و محیطی خواهد بود.

1- اثر فاكتورهای ژنتیكی

          فاكتورهای ژنتیكی متفاوت در درختان میوه باعث تفاوت در فعالیت متابولیكی درختان شده و جذب عناصر را تحت تأثیر قرار می‌دهد و این موضوع در هنگام تهیه بستر مناسب برای باغهای میوه باید مد‍نظر قرار گیرد. بعضی از درختان میوه تمایل شدیدی به جذب عناصر خاص را دارند و باعث گروه بندی گیاهان در این زمینه می‌شوند.

جذب بعضی از عناصر بصورتهای خاصی انجام می‌پذیرد. برخی از آنها بصورت جذب فعال بوسیله درختان دریافت می‌شوند یعنی برای جذب این عناصر، درخت انرژی مصرف كرده و آنها را از محیط جذب می‌كند. شدت و میزان جذب این عناصر بستگی زیادی به شدت فعالیت متابولیكی درخت دارد. خصوصیت ژنتیكی بعضی از درختان باعث ایجاد ریشه‌های افشان و پراكنده در خاك می‌شود كه در این صورت سطح وسیعی ازمحیط را برای جذب عناصر در بر می‌گیرد. در درختان میوه‌ای كه تبخیر و تعرق بیشتری نسبت به سایرین دارند جذب عناصر سهل تر خواهد بود كه می‌تواند به اندازة برگها، نوع تاج درخت، شكل برگها و ارتفاع درخت و … بستگی داشته باشد.

2- اثر فاكتورهای محیطی

          جذب عناصر غذایی توسط درختان میوه تابع شرایط محیطی می‌باشد. از عوامل محیطی مؤثر بر جذب می‌توان میزان رطوبت، دما، طول روز، خصوصیات خاك و غیره را نام برد.

رطوبت: از آنجایی كه حركت و انتقال مواد در خاك ارتباط مستقیمی‌با میزان رطوبت دارد، این عامل می‌تواند در فراهمی‌عناصر قابل جذب مؤثر باشد. گاهی كمبود آب باعث كاهش جذب عناصر بوسیله درختان می‌شود. حلالیت عناصر غذایی در آب، درجات مختلفی دارد و بسته به میزان رطوبت و میزان عناصر در دسترس گیاهان متفاوت می‌باشد. گاهی نیز آب زیادی باعث شسته شدن و خارج شدن عناصر غذایی از دسترس گیاه می‌شود.

دما: افزایش دما در اكثر موارد باعث افزایش فعالیت متابولیكی، تبخیر و تعرق و جذب عناصر غذایی می‌شود. در این حالت فعالیت ریشه‌ها ارتباط مستقیمی‌با دمای خاك دارد به همین دلیل در زمستان كه دمای خاك كاهش می‌یابد فعالیت ریشه‌ها نیز به شدت كاهش می‌یابد ولی بطور كلی قطع نمی‌شود یعنی گاهی در زمستان بعضی از درختان میوه مانند سیب فعالیت ناچیزی در منطقه ریشه دارند و مواد غذایی را جذب می‌نمایند. همچنین دمای زیاد محیط در هنگام محلول پاشی مواد غذایی بر روی درختان میوه نیز باعث تبخیر بخش مایع مواد غذایی شده و جذب عناصر غذایی را با مشكل مواجه می‌سازد.

نور: جذب مواد غذایی در طول روز بسیار بیشتر از زمان تاریكی است. وجود نور باعث بروز فعالیت كلروفیل سازی در درختان می‌گردد و متعاقب آن جذب عناصر غذایی نیز افزایش می‌یابد. همچنین نور به عنوان یك محرك رشد باعث افزایش فعالیت‌های فیزیكوشیمیایی در درختان شده و جذب و انتقال مواد غذایی در آنها را افزایش می‌دهد.

خاك: شاید بتوان گفت كه مهمترین عامل در جذب عناصر غذایی توسط درختان میوه، شرایط و خصوصیات خاك می‌باشد. عواملی از قبیل بافت خاك، غلظت عناصر موجود در خاك، رطوبت خاك، pH محیط خاك، میزان مواد آلی خاك، نوع و میزان رس موجود در خاك و حتی عوامل فیزیكی موجود نظیر شیب زمین، ارتفاع محل و …. در تغذیه درختان میوه مؤثر می‌باشند. اصولاً وضعیت تغذیه‌ای در خاكهای بسیار سنگین (رسی) و بسیار سبك (شنی) مناسب نمی‌باشد و درختان با مشكل مواجه می‌شوند. بهترین نوع بافت خاك حالت «لومی» می‌باشد. حضور مادة آلی می‌تواند بافت خاك را مطلوب كرده و شرایط مناسب تغذیه‌ای را برای درختان میوه فراهم آورد. از آنجایی كه اكثر خاكهای كشور آهكی بوده، (بجز نوار شمالی كشور در حاشیة دریای خزر) دارای pH بالا می‌باشند. جذب مطلوب عناصر غذایی در خاك در pH خنثی( 7 = pH ) و یا كمی‌اسیدی صورت می‌پذیرد بنابراین اصلاح خاكها در طول زمان و در هنگام احداث باغها باید مد نظر قرار گیرد. استفاده از كودهای آلی و كودهای شیمیایی با بنیانهای مناسب می‌تواند در این راه ما را كمك كند.

اثر متقابل بین عناصر: مقدار زیاد یك عنصر غذایی در درخت ممكن است بر روی جذب دیگر عناصر غذایی اثر بگذارد. اگر عنصری باعث افزایش جذب عنصر دیگر توسط درختان شود این اثر را «سینرژیست» گویند و برعكس اگر غلظتی از عنصر باعث جلوگیری از جذب و یا كاهش جذب یك عنصر دیگر شود آن را اثر متقابل یا «آنتاگونیست» گویند. این اثرات در نسبت عناصر در درختان به وضوح نقش خود را بر روی رشد درختان و محصولات آنها نشان می‌دهد بطور مثال افزایش غلظت پتاسیم در درختان میوه باعث كاهش غلظت كلسیم در میوه می‌شود و بر روی كیفیت و عمر انباری میوه اثر منفی می‌گذارد. همچنین نسبت عناصر مانند نسبت ازت به كلسیم (N/Ca) و كلسیم به بـر (Ca/B) و غیره اثر رقابت بین عناصر را بر روی محصولات باغی نشان می‌دهد. به همین دلیل كارشناسان تأكید فراوانی بر مصرف كودهای شیمیایی بصورت متعادل دارند. امروزه با مصرف بهینة كود می‌توان علاوه بر فراهم آوردن شرایط مطلوب تغذیه ای، باعث افزایش عملكرد محصولات به میزان چشمگیری شد. همچنین كیفیت و سلامت تولیدات باغی ارتباط تنگاتنگی با مصرف متعادل و بهینة كود در باغها دارد.

عناصر غذایی پر مصرف (ماكروالمنت‌ها)

            همانطور كه ذكر شد این عناصر شامل ازت، فسفر، پتاسیم، كلسیم، منیزیم و گوگرد می‌باشند كه به مقدار زیاد مورد نیاز گیاه هستند. از نظر نقش عناصر پر مصرف در درختان میوه و گیاهان بطور عمومی‌می‌توان گفت كه در ساختمان سلولی و اندامها و بافتهای گیاهی مورد استفاده قرار می‌گیرند. میزان برداشت این عناصر از خاك بستگی به نوع گیاه دارد و بطور متوسط حدود 100 الی 400 كیلوگرم در هر هكتار می‌باشد.

1- ازت (N)

ازت كم و بیش در هر خاكی وجود دارد منبع اصلی آن كه گیاهان مورد استفاده قرار می‌دهند گاز N2 موجود در جو است. ازت عنصری پویا است كه بین هوای خاك و موجودات زنده در گردش است.

          مقدار آن در خاكهایی كه حاوی مادة آلی زیاد هستند بیشتر است همچنین در مناطق مرطوب بیشتر از مناطق خشك است. ازت در خاكهای سنگین تر بیشتر از خاكهای سبكتر و شنی می‌باشد. این عنصر غذایی به دو شكل NH4+ و NO3- قابل جذب برای گیاهان و درختان میوه می‌باشد و اشكال دیگر آن نظیرN2 ، NO2 و N2O و … برای درختان میوه غیر قابل جذب می‌باشد. مقدار متوسط آن در خاك بین 02/0 تا 5/0 درصد است و در گیاه بین 5/0 تا 3 درصد می‌باشد. درختان میوه بطور متوسط 50 تا 400 كیلوگرم ازت در هكتار در سال برداشت می‌كنند و باید در هر سال این مقدار ازت در اختیار آنها قرار گیرد. ازت همچنین در اثر فعالیت باكتریهای ازت ساز در خاك تجمع می‌یابد بنابراین اكیداً توصیه می‌شود كه از آتش زدن علفهای هرز در مزارع و سطح باغها جداً خوداری شود زیرا آتش باعث از بین رفتن این موجودات مفید خاك می‌شود و همچنین مواد آلی را كه باعث بهبود وضعیت خاك می‌گردد نابود می‌سازد. ازت از طریق مصرف خاكی و هم از طریق محلولپاشی می‌تواند در اختیار درختان میوه قرار گیرد. از آنجایی كه حلالیت بالایی در آب دارد میتواند در دو یا سه قسط بصورت مصرف خاكی (پخش سطحی) در اختیار درختان میوه قرار گیرد. بهترین pH برای جذب ازت بوسیله درختان میوه 6 تا 8 می‌باشد.

1 – 1 - نقش ازت در درختان میوه

ازت مهمترین عنصر غذایی در تغذیه درختان میوه می‌باشد كه تعیین كنندة رشد رویشی درختان است. ازت در رشد رویشی، گلدهی، تشكیل میوه، عملكرد محصول، رسیدگی میوه‌ها و مسائل فیزیولوژی پس از برداشت در اكثر محصولات باغبانی دخالت دارد. ازت در ساخت تركیبات پروتئین و اسیدهای آمینه و كربوهیدراتها نقش فعال دارد. همچنین میزان ازت در رنگ‌بندی میوه‌ها مؤثر است.

از آنجایی كه اندامهای جوان و در حال رویش درختان میوه نیاز زیادی به این عنصر دارند، ازت در گیاه به شدت متحرك بوده و به قسمت‌های در حال رویش منتقل می‌شود. ازت در گلدهی بسیار مؤثر بوده و باعث افزایش گلدهی در درختان میوه می‌شود و بنابراین تشكیل میوه و عملكرد را نیز افزایش می‌دهد. ازت در رسیدگی میوه مؤثر است و چنانچه غلظت آن در گیاه بیش از حد مطلوب باشد باعث رسیدگی بیش از حد میوه ‌ها شده و از عمر انباری آنها می‌كاهد. دادن كود حیوانی كه با ازت غنی شده باشد باعث افزایش اندازة میوه ها می‌شود و ازت اثر غیر مستقیم بر حجم میوه خواهد داشت. ازت بیش از حد باعث اختلال در رنگبندی میوه ‌ها می‌شود (خصوصاً در درختان سیب) و اثر منفی در این امر دارد. همچنین ازت بیش از حد علاوه بر اینكه باعث افزایش رشد علفهای هرز در باغهای میوه می‌شود باعث كاهش مقاومت درختان میوه در مقابل آفات و بیماریها می‌گردد.

2-1- علائم كمبود و بیش بود ازت

اولین علامتی كه از كمبود ازت مشاهده می‌شود، كاهش رشد رویشی درخت می‌باشد. همانطور كه بیان شد ازت در گیاه كاملاً متحرك می‌باشد و در اثر كمبود معمولاً برگهای پیر به زردی می‌گرایند در حالی كه برگهای جوان سبز باقی می‌مانند. بنابراین منظرة عمومی‌باغ به زردی می‌گراید (این علامت در هنگام كمبود آهن نیز مشاهده می‌شود). در درختان میوه در این حالت برگهای قسمت پایین تاج زرد شده و برگهای سر شاخه ‌ها سبز می‌باشد. كوچك بودن میوه‌ها و كاهش عملكرد محصول نیز از نشانه‌های دیگر كمبود ازت می‌باشد. ریزش بیش از حد گلها و میوه ‌ها در باغ از علائم كمبود ازت در باغ است همچنین افزایش بیش از حد مطلوب ازت نیز باعث ریزش گل می‌گردد. افزایش رشد علفهای هرز، بد رنگ شدن میوه‌ها یا آلوده شدن درختان میوه به آفات و بیماریها و رنگ سبز بسیار تیرة برگها می‌تواند ناشی از زیادی ازت (بیش بود) باشد. جذب و مصرف ازت بوسیله گیاهان به میزان مواد آلی (كربن) و نسبت C/N بستگی دارد به همین جهت باغداران عزیز همراه با كودهای شیمیایی ازته از مواد آلی و كودهای حیوانی نیز در باغ خود استفاده می‌نمایند. ازت اثرات رقابتی با سایر عناصر نشان می‌دهد بطور نمونه بالا بودن مقدار فسفر باعث كاهش غلظت ازت شده و برعكس اگر میزان بـور در خاك كم باشد، افزایش ازت بیشتر باعث تشدید كمبود بور می‌شود و این عمل از طریق كاهش جذب بور صورت می‌پذیرد. همچنین اگر مقدار منگنز در خاك خیلی زیاد باشد جذب ازت با اختلال روبرو می‌شود. اثر ازت بر روی رفتار دو عنصر یا بیشتر نیز نمود پیدا می‌كند بطور مثال در مقادیر زیاد ازت، افزایش پتاسیم باعث كاهش غلظت منیزیم در گیاه می‌شود. در حالی كه در مقادیر كم ازت این اتفاق نمی‌افتد (به جداول پیوست مراجعه شود).

3-1- راههای پیشگیری از كمبود و بیش بود ازت

مهمترین كودهای ازتة موجود برای استفاده باغداران و كشاورزان عزیز اوره، نیترات آمونیوم و سولفات آمونیوم می‌باشند. اوره دارای 46% ازت بوده و حلالیت بسیار بالایی در بین كودهای ازته دارد و بیش از سایر كودها مصرف می‌شود. از آنجایی كه شكل دانه‌های آن بصورت سفید و شكری است به آن كود شكری نیز می‌گویند. اوره به راحتی با كودهای فسفاته و پتاسیم قابل اختلاط است و از آنجایی كه اوره حلالیت بالایی در آب دارد می‌توان آن را با سموم مخلوط و در غلظتهای توصیه شده به صورت محلول پاشی استفاده كرد. این كار علاوه بر اینكه حجم عملیات كشاورزی را كاهش می‌دهد در كاهش هزینه‌ها نیز مؤثر است اما زمانهای مصرف باید رعایت شود بطوری كه اگر زمان سمپاشی مناسب برای مصرف كودهای ازته نباشد نباید این كودها را به همراه سمپاشی مصرف كرد. هر گاه اوره در سطح خاك پخش شود مقداری از ازت آن به شكل آمونیاك در آمده و به هوا تصعید می‌شود.

اوره را می‌توان به میزان 2 كیلوگرم در هر 300 لیتر آب حل نموده و برای محلول پاشی از آن استفاده كرد. اگر محلول پاشی در اوایل بهار و پس از شروع رشد صورت گیرد درختان سیب عكس العمل خوبی نشان می‌دهند ولی نباید بعد از اردیبهشت محلول پاشی روی درختان سیب انجام شود زیرا باعث جلوگیری از توسعه رنگ میوه می‌شود. بعضی از درختان میوه مثل هلو، گلابی و تعدادی از میوه ‌ها اورة محلول پاشی شده روی شاخ و برگ را مورد استفاده قرار نمی‌دهند. نیترات آمونیوم محتوی 33% ازت است و به شكل دانه‌ای بوده و جاذب‌الرطوبه است و به همین دلیل خیلی زود كلوخه‌ای می‌شود و مصرف آن را با مشكل مواجه می‌سازد. خطر دیگر نیترات آمونیوم، خاصیت انفجاری آن است. سولفات آمونیوم دارای 21% ازت و 24% گوگرد است و مناسب برای خاكهای آهكی می‌باشد. این كود كمتر با آب شسته شده و از دسترس خارج می‌شود. سولفات آمونیوم خاصیت اسیدزایی دارد و بنابراین مصرف آن درخاكهای آهكی مناطق خشك و نیمه خشك توصیه می‌شود و در این حالت pH خاك را بصورت موضعی بهبود می‌بخشد. این كود حاوی دانه‌های درشت است و حمل و نقل آن آسان می‌باشد. این كودها را می‌توان بصورت چالكود در اواخر زمستان در اختیار درختان قرار داد. پخش سطحی (خصوصاً برای درختان حاوی ریشه‌های سطحی مانند انگور و گیاهان گلخانه‌ای) و محلول پاشی نیز روشهای دیگر مصرف این كودها برای رفع كمبود ازت در باغهای كشور است. استفاده از مواد آلی، كود سبز، كود حیوانی و كمپوست نیز می‌تواند تأمین كنندة ازت باغها باشد اما به تنهایی كافی نیست. كودهای شیمیایی ازتی چون در آب محلول می‌باشند، می‌توانند از طریق سیستم آبیاری و مخلوط با آب آبیاری در اختیار درختان میوه قرار گیرند. این روش خصوصاً به شكل پخش سطحی باعث افزایش رشد علفهای هرز در باغها می‌شود. آبیاری بیشترمی‌تواند باعث شسته شدن ازت از خاك شده و اثر زیاد بود آن را تعدیل كند.

مشخصات‌ فنی‌ برخی‌ از كودهای‌ ازته‌ به شرح ذیل می‌باشد:

كود اوره

پریل‌: ازت‌ حداقل‌46 درصد، نم‌ (رطوبت‌) حداكثر 5/0 درصد، بیوره‌حداكثر یك‌ درصد، اندازه‌دانه‌ها حداقل‌92 درصد بین‌1 الی‌3 میلیمتر، حداكثر 5 درصد كمتر از یك‌ میلیمتر، حداكثر كمتر از5/0درصد زیر 2/0 میلی‌متر،  صفر درصد بیش‌ از 4 میلیمتر.

گرانول‌: ازت‌ حداقل‌46 درصد، نم‌  (رطوبت) ‌ حداكثر 5/0 درصد، بیوره‌ حداكثر یك‌ درصد، اندازه ‌دانه‌ها حداقل‌92 درصد بین‌2 تا 4 میلیمتر، حداكثر 5 درصد كمتر از یك‌ میلیمتر، حداكثر 5/0 درصد زیر 2/0 میلیمتر، صفر درصد بیش‌ از 7/4 میلیمتر.

كود اوره اغلب به صورت دانه‌های مرواریدی سفید رنگ وجود داشته كه در اصطلاح به آن كود شكری نیز می‌گویند. این كود بسیار در آب محلول بوده و در 20 درجه سانتیگراد حدود 100 گرم كود در 100 میلی‌لیتر آب حل می‌شود. اوره در خاك هیدرولیز شده و تولید كربنات آمونیوم می‌نماید،  بنابراین ابتدا  اندكی pH آن بالا می‌رود ولی بعد از چند روز كه آمونیوم آن طی فرآیند نیتراته شدن به نیترات تبدیل می‌شود خاصیت اسیدزایی دارد.

كود سولفات‌ آمونیوم‌

ازت‌ آمونیاكی‌ حداقل‌3/20 درصد، اسید آزاد(H2SO4)  حداكثر 03/0 درصد، نم‌ (رطوبت) ‌حداكثر 5/0 درصد، اندازه‌ ذرات‌1 - درشت‌: حداقل‌90 درصد بین‌1-3 میلیمتر، حداكثر 2 درصدكمتر از یك‌ میلیمتر; 2-  متوسط: حداقل‌80 درصد بین‌3-1 میلیمتر، حداكثر 20 درصد بین 1-2/0 میلیمتر، حداكثر 2 درصد زیر 2/0 میلیمتر; 3-  ریز: حداقل‌60 درصد بین‌3-1 میلیمتر، حداكثر40 درصد بین‌1- 2/0 میلیمتر، حداقل‌2 درصد كمتر از  2/0 میلیمتر.

گرانول:‌ حداكثر 90 درصد 4-2 میلیمتر، حداكثر 2 درصد بیش‌ از 4 میلیمتر، حداكثر 8 درصد 2-1 میلیمتر.

این كود حاوی 24 درصد گوگرد بوده و بهترین كود برای درختان میوه بویژه انگور و مركبات می‌باشد. از آن جایی كه ازت این كود به شكل آمونیوم و گوگرد آن به شكل سولفات است، ‌آمونیوم آن یا جذب گیاه شده و یا به صورت نیترات در می‌آید كه این خود یك فرایند اسیدزاست، ‌هم چنین ممكن است قسمتی از آمونیوم به صورت تبادلی به ذرات رس متصل شده و كمتر از سایر كودهای ازته تلفات شستشو داشته باشد. سولفات هم علاوه بر خاصیت اصلاح كنندگی، ‌مستقیماً توسط گـیاه جذب می‌شود.

كود نیترات‌ آمونیوم‌

ازت‌ كل‌33 تا 34 درصد، نم (رطوبت‌) حداكثر 25/0درصد، pH (محلول‌درصد)، حداقل‌/4.

پریل‌ :حداقل‌95 درصد 6/1 تا‌5/2 میلیمتر، حداكثر 1 درصد كمتر از 1 میلیمتر.

گرانول‌: حداقل‌95 درصد4-2 میلی‌متر، حداكثر 1 درصد كمتر از 1 میلیمتر.

كودی‌ است‌ بسیارمحلول‌، مصرف‌ آن‌ می‌بایستی‌ با  تقسیط بیشتری‌ انجام‌ گیرد. این‌ كود بسیار جاذب ‌الرطوبه‌ است‌. این كود دارای مقدار مساوی ازت آمونیاكی و نیتراتی است، مقدار تلفات آمونیوم این كود به صورت تصعید به مراتب كمتر از اوره است. به علت جاذب الرطوبه بودن آن ممكن است در انبار به صورت كلوخه درآید.  بنابراین بهتر است كه در جای خشك نگهداری شود. این كود در باغهای میوه و دیمزارهای مناطق سردسیر و همچنین برای مصرف سرك بهتر از اوره است.

سولفات‌ نیترات‌ آمونیوم‌

ازت‌28 درصد (50%  نیترات‌ و 50%  آمونیوم‌)، گوگرد 12 درصد.

نوشته شده در جمعه 1387/07/19ساعت 9:45 قبل از ظهر توسط گیاهپزشک| |

نام علمی:   Dacus  carota 
نام تیره:Umbellifera
نام فارسی: هویج وحشی
نام انگلیسی:Wild  carrot 
گیاهی است معمولا دو ساله، با بذر تکثیر و انتشار می یابد. دارای ریشه دوکی شکل، عمودی با بافت چوبی، به رنگ مایل به سفید است. به خاک خشک و مکان گرم احتیاج دارد.
دوره رویش: بهار
برگ ها کوتیلدونی:نیزه ای، خیلی باریک وکشیده، با برگ های دم بلند 
برگ های شاخه:
برگ ها دو شانه ای تا سه شانه ای شکاف دار، نیزه ای ، نوک تیز، با موهای زبر کوتاه تا بلند درهم، منتهی به غلافی با نمو نسبتا زیاد و پهنک منقسم به بریدگی های باریک و نازک، غلاف در محل اتصال به ساقه باد کرده و پهن است.
ساقه: افراشته، شیاردار، معمولا منشعب، به بلندی 80-30 سانتی متر
گل: به رنگ سفید تا سفید مایل به زرد، دارای 5 گلبرگ، گل ها کوچک مجتمع به صورت پهن یا اندکی قوسی در چتر های مرکب، اغلب دارای گل ناقص، با لکه ای سیاه تا ارغوانی در مرکز می باشد.
دوره گلدهی: اوایل تابستان تا پاییز
مشخصات دانه: شکل ظاهری دانه کشیده، تخم مرغی، در انتهای بالا دارای 140 زائده ساقچه ای، سطح پشتی برامده با 4 دندانه واضح که بوسیله خارهای زرد سفید و شکننده پوشیده شده که فورا خارها می شکنند و در بذر های تجارتی وجود ندارند. سطح رویی به رنگ خاکستری زرد تا خاکستری قهوه ای مات می باشد.
مناطق انتشار در ایران: آذربایجان، گرگان، فارس، زنجان، یاسوج 
جمع آوری:
لیلا فراهانی- کارشناس گیاهپزشکی
الهام فراهانی- کارشناس ارشد اصلاح نباتات

 

نوشته شده در جمعه 1387/07/19ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط گیاهپزشک| |

اگر بخواهيم دربارة چگونگي پيدايش جهان هستي و حيات خود تفكر كنيم، آيا در اينصورت عقل سليم اجازة عمل دارد؟

 باستانشناسان با كشف كوزههاي سفالي به عنوان يك مدرك و شاهد محكم و قابل اطمينان، اظهار ميدارند كه در مكان كشف آنها، زماني تمدن وجود داشته است. هيچكس باور نميكند كه يك كوزة سفالي به وسيلة خاك، يا باد و يا تركيب مواد شيميايي كه به طور تصادفي و اتفاقي گرد هم آورده شدهاند، به شكل كوزه در آمده باشد و بر حسب تصادف روي آن طراحي و نقاشي شده باشد. اين كوزهها را مردم ساختهاند. اگر يك كوزة سفالي ساده، طراحي انسان را به ما ثابت ميكند، پس ساخته شدن شيءاي كه به مراتب پيچيدهتر از آن است، ما را به چه نتيجهاي ميرساند؟ براي مثال چشم انسان را در نظر بگيريد. چشم انسان قادر است هفت ميليون رنگ را از هم تشخيص دهد. چشم انسان روزي 100000 مرتبه به وسيلة ميزانگر عدسي خودكار حركت ميكند. چشم انسان توانايي آن را دارد تا همزمان با 5/1 ميليون پيام سر و كار داشته باشد. (منبع مورد استفاده: كتاب «فلسفة چشم» به نوشتة هيو ديوسون، چاپ پنجم، نيويورك، مك گرو هيل، 1991)

اگر در مورد كوزة سفالي نميتوان باور كرد كه تنها از طريق فعل و انفعالات طبيعي به وجود آمده باشد، آيا بايد باور كرد كه چشم انسان با اين همه پيچيدگياش از عناصر موجود در جو به وجود آمده است؟ بعضيها معتقدند كه علم، طالب چنين نتيجهگيرياي است، زيرا اعتقاد داشتن به خدا علمي نيست. پس زماني كه كوزههاي سفالي در محلي كشف ميشوند دانشمندان بايد با اين فرضيه كارشان را آغاز كنند كه هيچ انساني قبلاً در آن مكان زندگي نكرده است، بنابراين بايستي به دنبال پاسخ و توجيهي مناسب بگردند تا بتوانند توضيح دهند كه اين كوزههاي سفالي چگونه از عناصر موجود در خاك و هوا به شكل كنوني در آمدهاند. (آدرس اينترنتي و مقالهاي كه در پيوست اين موضوع معرفي ميكنيم، نوشتة دكتر جان پي. ماركوس است. او دكتراي زيستشناسي با گرايش شيمي خود را از دانشگاه ميشيگان دريافت كرده است. در حال حاضر او متصدي تحقيقات در مركز تحقيقات و پاتولوژي گياهان مناطق گرمسيري در دانشگاه كويينزلند استراليا ميباشد. او در حال حاضر دربارة پروتئينهاي ضد قارچي، ژنهاي مربوطه، و استعمال آنها در مهندسي ژنتيك به منظور مقاومسازي محصولات در مقابل آفات تحقيق ميكند.)

به ما گفته ميشود كه توليد چشم انسان به مدت زماني طولاني نياز دارد. اينگونه فرض ميشود كه براي متصل شدن قطعات يك وسيلة پيچيده به طور اتفاقي و بر حسب شانس، به زماني طولاني نياز است.

 در اينجا يك آزمايش انجام ميدهيم. بياييد فرض كنيم كه شخصي يك كيسة پلاستيكي به شما بدهد كه درون آن پر از قطعات مختلف يك ساعت باشد. شما اطمينان داريد كه تمامي فنرها، پيچها و صفحات لازم براي ساختن يك ساعت كامل درون كيسه ميباشند. مايليد چه مدت زماني اين كيسه را تكان دهيد، با اين اميد كه قطعات با هم جفت و جور شده و پيچها هر كدام در جاي مناسب و درست خود محكم و خوب قرار گيرند، طوري كه يك ساعت كامل به وجود آيد؟

شايد هم واقعاً اين احتمال وجود داشته باشد كه چنين اتفاقي بيفتد. تصور كنيد كه كيسه در دستان شماست و داريد آن را تكان ميدهيد. شايد بيش از 30 ثانيه به اين كار ادامه ندهيد. چرا؟ چون عقل سليم به شما ميگويد كه هر مدت زماني هم كه كيسه را تكان دهيد، قطعات ساعت هرگز با يكديگر جفت و جور نخواهند شد تا بالاخره تبديل به ساعتي شوند كه كار كند. مهم نيست كه كيسه را به مدت يك دقيقه يا هزاران سال تكان دهيد، هيچ فرقي نخواهد داشت.

آيا صرفاً به خاطر اينكه كسي بحثهايي از قبيل: «شايد، روزي، به طريقي، برحسب تصادف، شانسي و غيره ...» را پيش ميكشد، بايد عقل سليم را جانشين اين چنين استدلالهايي نمود؟

آيا مانند داستان معروف «لباسهاي جديد امپراطور» كه شخصيتي مغرور بود و از پذيرفتن حقيقتي كه جلوي چشمانش بود سر باز ميزد، نبايد صدايي از بين جمعيت برخاسته و بگويد: «بلي، ولي به وجود آمدن حياتي پيچيده، آن هم از غيرجانداري ساده، واقعاً غير محتمل است.» آيا منطقيتر نخواهد بود اگر دنبال توضيح و تفسير ديگري بگرديم؟

در مورد احتمال وجود حيات بر روي كرة زمين چطور؟ شايد شما نيز از اين واقعيت آگاه باشيد كه تمامي شرايط كامل و مطلوبي كه لازم بود مهيا شود تا ما امروز بتوانيم اينجا باشيم كدامند؟ براي مثال فاصلة دقيق كرة زمين از خورشيد، تركيب كامل و بي كم و كاست گازهاي موجود در جو، سرعت و شتاب مناسب چرخش كرة زمين بر محور خود، مقدار نيروي مناسب جاذبة زمين، وجود آب و غيره و غيره.

جورج اسموت كه يك متخصص فيزيك نجومي است توضيح ميدهد كه دقت به كار رفته جهت به وجود آمدن حيات بر روي كرة زمين را ميتوان اينگونه تشبيه نمود. فرض كنيد كه شما تيري را به سمت سيارة پلوتو (كه فاصلة آن از زمين چهار ميليارد مايل است) پرتاب كنيد و تير با دقتي باور نكردني در فاصلة يكصد متري هدف مشخص شده فرود بيايد. (برگرفته از كتاب «خدا را به من نشان بده» به نوشتة فرد هورن، چاپ سوم (ويلينگ، ايلينوي: دي استار، 1997)، صفحة 213.

اگر بدانيد كه شانس موفقيت شما براي برد در يك شرطبندي 1 به 5 است، آيا حاضر هستيد شرطبندي كنيد؟ اگر احتمال برد شما 1 به 6000 باشد چطور؟ اگر شرط ببنديد كه عالم هستي بدون وجود يك طراح و تصادفاً به وجود آمده است، احتمال برنده شدن شما در اين شرطبندي 1 به 10 به توان 124 است.

حال اگر بپذيريم كه يك احتمال بعيد و بسيار ناچيز وجود دارد كه تمامي آنچه كه براي به وجود آمدن حيات بر روي كرة زمين لازم بوده خود به خود مهيا شده، و همة اجزاء تصادفاً سر جاي خود قرار گرفتهاند، چه دليلي وجود دارد كه يك شخص معقول و منطقي آن را بپذيرد؟ اگر احتمال اينكه يك هواپيماي جت صحيح و سالم به مقصد برسد تنها 1 به 10 به توان 124 باشد، آنگاه چه كسي حاضر خواهد شد تا سوار آن هواپيما شود؟ ما در اغلب موارد زندگي بسيار منطقي و معقول هستيم. وقتي كه ما به يك كوزة سفالي و يا يك ساعت نگاه ميكنيم، عليرغم اينكه سازندگان آنها را نميبينيم ولي اظهار ميكنيم كه اين بديهي و آشكار است كه اشخاصي سازندة آنها بودهاند. آيا همين منطق و استدلال را نميتوانيم در مورد به وجود آمدن بدن انسان و عالم هستي قبول كنيم؟ آيا ديدن پيچيدگيها و ريزهكاريهاي بدن انسان و كائنات و جهان هستي دليلي بر اين گفته نيست كه: «اگرچه من او را نميبينم، اما منطقيترين نتيجهگيرياي كه ميتوان كرد اين است كه خداوند وجود دارد.»

اگر علاقمند هستيد تا خداوند را شخصاً بشناسيد، شخصاً خدا را شناختن را ملاحظه كنيد.

جهت خواندن مقالهاي كه توسط يك زيستشناس با گرايش شيمي نوشته شده و به زبان ساده توضيح ميدهد كه چگونه حيات قادر است از محيط اطرافش بوجود آيد، لطفاً بر روي آدرس اينترنتي زير كليك كنيد: http://www.answersingenesis.org/home/Area/isd/marcus.asp

 

نوشته شده در جمعه 1387/07/19ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط گیاهپزشک| |

Design By : Mihantheme